قالب نظر خدا!

سلام

میخوام این پستمو با یک سوال شروع کنم، اگر از شدت ناراحتی یا تنفر بگیم فلانی دیگه پدر یا مادر من نیست و روی این حرف خودمون هم بایستیم… آیا از نظر خدا هم این حرف درست و مورد قبول قرار خواهد گرفت؟ یعنی ایا به صرف اینکه یک نفر چنین ادعایی کنه تمام وظایف اون شخص نسبت به پدر و مادرش از بین خواهد رفت؟

مسلما جواب خیر هست… چون منطق خدا میگه پدر و مادر هرگونه ادمی که باشند احترام اون ها واجبه…(زیاد اینو کشش نمیدم چون همه از حد احترام پدر و مادر در اسلام با خبرند…)

سوال دوم هم اینه، اگر همسری به همسر خود بگوید تو دیگه همسر من نیستی… آیا صرف گفتن این جمله تمام وظایف همسری(چه مرد چه زن) از گردن او ساقط میشود

باز هم مسلما جواب خیر میباشد…چرا؟ چون محرمیت بین زن و شوهر از نوع عقد الهی میباشد… تا زمانی که این عقد الهی جاری میباشد تمام احکام این عقد پابرجاست و طرفین نسبت به انجام احکام ان موظف میباشند

افرادی رو در اطراف خودم میشناسم که بدون عذر شرعی و با صرف چنین گفته ای از زندگی زناشویی خارج شدند و طبق حدیث زیر مورد لعن و نفرین لحظه به لحظه فرشتگان زمین و آسمان میشوند:

زنی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت: ای فرستاده خداوند، حق شوهر بر زن چیست؟ فرمود: …از خانه اش بیرون نرود، مگر با اجازه شوهرش و اگر بی اجازه او بیرون رود، فرشتگان آسمان، فرشتگان زمین، فرشتگان خشم و فرشتگان مهر و رحمت، او را نفرین کنند، تا به خانه اش برگردد…


محمد بن حسن، حر عاملی، پیشین، ج ۱۴، باب ۷۹ از ابواب مقدمات نکاح، ص ۱۱۱

خلاصه اینکه بخاطر یک سری حرف هایی که ادم میزنه نباید فکر کنه که خدا هم چنین نظری داره…

توییتر فرصتی که تبدیل به تهدید میشود!

سلام

از خیلی وقت پیش تا الان توی توییتر هستم، هرچند خیلی فعال و پر توییت و… نیستم و خیلی وقت‌ها هم اصلا توش فعالیتی نمیکنم…

ولی به طور کلی با فضای اون آشنایی کامل دارم… الآنم اصلا قصد معرفی و آموزش استفاده از توییتر رو ندارم!

از اونجایی که بچه های ارزشی، بشدت کمتر علاقه‌مند به این موضوع هستند که با استفاده از فیلتر‌شکن وارد یک شبکه اجتماعی بشن به همین دلیل فعالیت خیلی خیلی کمی در توییتر هم از طرف دوستان ارزشی شاهد هستیم…

به عبارتی بهتر توی این میدون هرکسی به راحتی میتونه کلی مطالب منفی ایجاد کنه که کمتر کسی هست برای پاسخ مثبت…

از این قسمتش هم بگذریم کلی فرصت برای انتشار تشیع و معرفی درست انقلابمون به همه جهان…

حیف و صد حیف که تصمیم‌گیرندگان فیلترینگ کشور جاهلانه و یا خدایی ناکرده عامدانه فرصت سوزی میکنند… فرصت هایی کم‌نظیر که در طول تاریخ بشریت بی همتا هست…

پازلی که خدا میسازد!

سلام

زمانی که عثمان، ابوذر غفاری رو به شام تبعید کرد،شیطان گمان میکرد که بهترین کار ممکن رو انجام داده! چون شام به طور کل مسلمان شدندشون هم توسط فرزندان ابوسفیان انجام شده… شام جایگاه لعن کردن به امیرالمومنین بود… جایی که همه با دشمنی با علی(ع) به دنیا میومدن، بزرگ میشدن و میمردن… مسلما اگر ابوذر میرفت اونجا میرفت توی بایکوت و خطری برای حکومت نداشت…

اما ابوذر در مدت کوتاهی که در شام بود، بذر محبت به اهل بیت رو در اونجا کاشت، بذری که درختش ۱۳۰۰ سال بعد به بار نشست و ثمرش شد مقاومت در منطقه شام! هنوز هم از مردم اونجا بپرسیم میگن ما شیعه اباذری هستیم یعنی ابوذر غفاری مارو شیعه کرد!

مسلما شیطان اگر یک درصد فکرش میرسید که چنین اتفاقی می‌افتد، چنین خطای بزرگ محاسباتی رو هرگز انجام نمیداد!

(بیشتر…)

بیرون امزنا و درون گزنا

سلام

دیگران که جای خودشون رو دارند، خودمم فکر نمیکردم که یه روزی بیاد که من داخل خونه بداخلاق باشم… بعضا پیش بعضی ها میگم که من توی خونه بداخلاقی میکنم، میگن مارو مسخره میکنی؟

حقیقتش اینه که من خودمو خوب نشناختم، برای همین فکر میکردم که امکان نداره که من هم ادم بد اخلاقی بشم… یعنی چیزی که حتی هیچکس فکرشم نمیکرد…

این رویداد منو خیلی خیلی به خودش مشغول کرد و در نهایت به این نتیجه رسیدم که عظمت گناهانی که در گذشته و در جاهای مختلف مرتکب شدم، یه جایی که فکرشو نمیکردم زد بیرون…

(بیشتر…)

خانه ای که دوباره باید ساخته شود!

سلام

چند وقتی بود که بدجور از خودم متنفر شده بودم، از همه رفتارام بدم میومد، از همه بدی هایی که سرریز شده بود ازم داشتم خفه میشدم، از نمازهایی که کم اهمیت شده بودن خسته شده بودم… به عبارتی دقیق‌تر میشه گفت دلم برای خدا حسابی تنگ شده بود!

رفتم پیش استاد فلاح‌زاده و باهاش در میون گذاشتم… (بیشتر…)